تبليغاتX
اندیشه
 
دانائی رنج می آورد
 

انتخابات دوردهم ریاست جمهوری در ایران ،تنها عرصه انتخاب بالاترین مقام اجرائی کشور نیست ، که اگر این بود شاهد این همه حساسیت از جانب نخبگان عرصه حکومتی وغیر حکومتی نبودیم. در اصل انتخابات اخیر عرصه هماوردی دو گفتمان متفاوت در سپهر سیاسی ایران است ، گفتمانی که تکیه بر آزموده های بشری دارد و مدیریت کلان جامعه را جز با تکیه بر عقلانیت، پایبندی به اخلاق ونگاه عالمانه به تعاملات در حوزه روابط داخلی وتعاملات بین المللی میسر نمیداند ودر مقابل گفتمان حاکمی که به آزمون وخطا در عرصه مدیریتی بیش از هر آزموده بشری پایبند است و عرصه بین المللی را صحنه هماوردی خود با نیروهای میداند که گاه زائیده ذهن توهم زای اوست و از این رو هیچ ابائی از ماجراجوئی در صحنه بین المللی بدون توجه به سود وزیان ناشی از اینگونه رفتارها ندارد .

نگاه مدرن عقلانیت محور وسنتی ائدلوگ زده که انتخابات اخیر به میدان هماوردی این دو گفتمان تبدیل شده است.اوج تقابل این دو پارادیم مدیریتی را میتوان در تبلیغات دور دهم ریاست جمهوری به عیان دید ،آنجا که برای یکی اخلاق پایبند بر عقلانیت کنترل کننده تعاملاتش با رقیبان است وبه دلیل صیانت از اخلاق در حوزه عمومی همواره ابزاری محدود اما معقول برای دست یابی به اهداف در اختیاردارد و رقیبی که غایتش دست یابی به قدرت است و نوع رویکردش به قدرت تمام رفتارها وابزارهایش را تحت تاثیر قرار داده است .

دو گفتمانی  که یکی از موضع فرادستی تمام عملکردش را بری از هر عیب ونقص می داند و تلاش دارد بدیهات را با اعداد و ارقام مجعول توجیه کند ونگاه تصلب گرایانه اش در این حوزه حتی الیت حاکم را متوجه خطرات ناشی از استمرار این نوع مدیریت سیاسی در فضای امروزین ایران کرده است در مقابل گفتمان تلورانس محور ونسبی گرای که برون داده های ذهن بشری را عجین با کاستی وناراستی میداند و این کاستیها را در عرصه تضارب آرا قابل ترمیم .

گفتمان توده محوری که با قطع امید از حمایت دهکهای فرهنگی واقتصادی بالای جامعه ، تمام پتانسیل خود را این روزها صرف تحریک وتهییج طبقات پائین جامعه میکند وناخواسته بر شکاف های موجود در جامعه متکثر ایران دامن می زند.

اما ایرانیان روزهای سرنوشت سازی پیش رو دارند و در 22 خرداد مجبور به تائید یکی از این دو گفتمان سیاسی در سپهر سیاسی ایران است وآینده کشورمان وابستگی عجیبی به انتخاب یکی از این دو گفتمان دارد .

اما امید که انتخابمان ، انتخاب گفتمان عقلانیت محوری باشد که عملکردش تضمین کننده فردای خوب برای کودکانمان است.

  نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 16:48  توسط اکبر غیور  | 

این روزها هرچه به انتخابات نزدیکتر می شویم زوایای بیشتر از شخصیت میرحسین موسوی برایم آشکارتر میشود و این برای من که حتی با تردید او را به عنوان آلترناتیواصلاحات بعد از خاتمی برگزیده بودم موضوع عجیبی است .

شاید این مدت کوتاه برای امثال من فرصتی بزرگ بود تا دریابم اوجزمعدود سیاستمداران پراگماتیستی است که بیش از آنکه حرف بزند، فضا برای عمل می خواهد و براین سیاق تلاش دارد تا حد امکان از تزاید مطالبات مردم وخلق اتوپیای آرمانی برای آنان بپرهیزد

- فضیلت اخلاقی او مهاری بر رفتار سیاسی اش است و نمیخواهد هدف توجیه گر ابزارش باشد در حالی که رقیبش آسمان به ریسمان می بافد تا ازاین آشفته بازار توشه ای از قدرت برای خود برچیند

- آنگونه سخن می گوید که انگار نه در مقام یک کاندیدای انتخاباتی بلکه در مقام اولین شخص اجرایی مملکت نشسته است و به همین دلیل در این مدت جز بر اصولی که بدان پایبند است هیچ واژه مردم فریبی برزبان نرانده است،نه داعیه سپردن عرصه مدیریتی به جوانان دارد ، نه حل یک شبه معضلات اقتصادی را شاه بیت سخنان خود کرده است ونه از نفت سر سفره مردم سخن ساز میکند بلکه دل نگران کوچک شدن سفره مردم است و تلاش دارد تا نگذارد تنگی معاش مردم مذبح فضیلت های اخلاقی اشان باشد  

-آرام است وسر به زیرو نمودی از حیای شرقی ، آنگونه که حتی در مقابل بد اخلاقیهای رقیبش به وقت گرو گرفتن ناموس در قاموس سیاست، رنگ می بازد و چهره در هم می کشد اما کرامت وشان در پیش خلق نمی بازد

باری بیش از این در باب او میتوان نگاشت اما بگذار گرد وغبار انتخابات بخوابد وگذر زمان خود عیار مردان عرصه سیاست بنمایاند.

...

اما امید که فردای کشورمان به سبزی اندیشه های مردانی ایچنین مزین گردد.

  نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 22:18  توسط اکبر غیور  | 
                                      

  اما شرحی کوچک از ناپلئون:

    اگر می خواهید عیار جامعه ای را بسنجید به نوع تعامل آن جامعه با زن بنگرید.

  نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:18  توسط اکبر غیور  | 

        

آنگونه که پیش بینی میشد خاتمی از گردونه انتخابات ریاست جمهوری  بزرگوارانه کنار کشید و با خروجش شاید دفترنیم بند اصلاحات نیز برای همیشه بسته شود ، چرا که برخلاف رویکرد اخلاق مدارانه خاتمی در بیانیه انصرافش ، و تلاش مضاعفش برای جا زدن موسوی وکروبی بعنوان آلترناتیوهای اصلاحات ،نه موسوی مرد اصلاح است نه کروبی ، توان برای تغییر وضع موجود دارد .

شکی در این نیست که خاتمی تنها برگ برنده اصلاح طلبان در انتخابات اخیر بود ، که او نیز برخلاف توصیه دوستانش(مجمع روحانیون و ستاد ۸۸) برای ماندن ومبارزه کردن ، صلاح کار درآن دید که بوم ورنگ این عرصه به نقاش سیاستمدار یا سیاستمدار نقاشی سپارد تا عزلت نشین عرصه سیاست در این بیست سال طرح نوستالوژیکی از ایران دهه 60 برای نسل سومی ها نقاشی کند.

اینکه مرد آرمانخواه دهه60 توان کافی برای هماوردی با اصول گرایان را در این عرصه دارد یا نه، خود پرسشی است در هاله ای از ابهام . اما باور کنیم که در صورت نیل به این امر نیز خروجی کار او آنگونه که از کلید واژه های بیانیه حضورش پیداست بامطالبات نسل امروزین ایران تفاوتی بس بعید دارد.

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 6:36  توسط اکبر غیور  | 

در آن شب سرد و زمستانی کوههای سوئیس ،رجب طیب اردوغان چنان آتشی به پا کرد که آخر جلسه، شیمون پرزچسبیده به صندلی داغ نای بلند شدن نداشت . نشست غزه مدلی برای خاورمیانه با سخنان بانکی موون دبیرکل سازمان ملل شروع شد ، وی به تقبیح رفتار اسرائیل در مسئله غزه پرداخت و از لزوم صلحی پایدار سخن گفت ، عمر موسی دبیر کل اتحادیه عرب با لحنی تندتر از موون به نقض گسترده حقوق بشر ومعاهدات بین المللی در بحران غزه اشاره کرد و چون نوبت به اردوغان رسید ، همه آنهائی که از خلق وخوی سیاسی اردوغان شناختی ندارند دلخوش به این بودند تا سخنان نرم نخست وزیر ترکیه از دز ضد اسرائیلی حاکم برنشست بکاهد ، چرا که ترکیه دوست استراتژیک اسرائیل در منطقه و متعهد نیم قرنه اوست .

 اردوغان آرام شروع کرد تا به توصیه ای که چند روز پیش به باراک اوباما کرده بود ، خود قبل از او عمل کند (kimsasizlarin kemi  & sasiezlarin sesi) کس بی کسان وصدای بی صدایان باشد. در اندک زمانی که داشت حل بحران غزه را بدون در نظر گرفتن ابعاد انسانی آن غیر ممکن دانست ، از غزه بعنوان زندانی باز یاد کرد ، از فلاکت مردم غزه در این سالها سخن گفت ، آنتی سمیتیزم (یهودی ستیزی) واسلام فوبی ( ترس از اسلام ) را دو روی یک سکه دانست وتاکید کرد که از هردو بیزار است از استانداردهای دوگانه مجامع بین المللی انتقاد کرد و تلاش کشورش را برای استقرار صلحی پایدار در منطقه ستود . در تمام این مدت شیمون پرز با چشمانی بهت زده نظاره گر نقد عریان اردوغان از عملکرد دولت اسرائیل در قبال مسئله غزه بود .

تریبون پانل سخنرانی به پرز که رسید، مرد آرام عرصه سیاست در اسرائیل وبرنده جایزه صلح نوبل ، برخلاف آداب دپیلماتیک بجای سخنرانی داد زد و درتمام مدت اردوغان را مورد خطاب قرارداده و از موضع فرا دستی یاوه بافت و از حق مشروع خود برای صیانت ازجان شهروندان اسرائیلی با قتل ۱۲۰۰انسان و ۴۰۰ کودک مظلوم فلسطینی دفاع کرد . سخنان پرز که به پایان رسید ،غمی سترگ بر دل میلیونها نظاره گر تلویزیونی لنگر انداخت که باز واقعیتها در پای مصلحت های سیاسی به مسلخ کشیده می شوند و درد کودکان غزه در گلو می ماند

... یک دقیقه (one minute)آقای مجری یک دقیقه ... اما اکناتوس خبرنگار روزنامه واشینگتن پست و مجری برنامه خیال دادن فرصت یک دقیقه ای هم برای اردوغان نداشت  olmaz (نمی شود) تندی وسماجت اردوغان بالاخره اکناتوس را برای یک دقیقه ساکت کرد . اردوغان در آن یک دقیقه چشم در چشم پرز، سخنانی گفت که سالها در اینگونه مجامع سیاستمداران اسرائیل نشنیده بودند یا سیاستمداران  نای گفتنش را نداشتند((آقای پرز از من بزرگتر هستید و داد می زنید اما من داد نخواهم زد، که گمان دارم عصبانیت شما ریشه در بار روانی گناهانتان دارد اما چون از مرگ سخن آید شما سلیس تر از من حرف می زنید چرا که کشتن را خوب بلدید و میدانم در سواحل چگونه کودکان بیگناه را می کشید.... داووس برای من تمام شده است))

اردوغان بلند شد تا به نشانه اعتراض  با داووس برای همیشه خداحافظی کند ، به پای هلی کوپترنرسیده پرز تماس گرفت واز حوادث پیش آمده عذر خواست .ساعت 4 صبح در ترکیه ،هزاران نفر در فرودگاه استانبول به استقبال مردی آمده بودند که غرور از دست رفته شان را در این سالها، احیا کرده بود و از انسان و درد او سخن گفته ونشان داده بود هنوز در عرصه سیاست میتوان کورسوی از اخلاق دید.

دولت باغچه لی و دنیز بایکال رقبای سرسختش، که آب خوردنش را نیز نقد میکردند اینبار زیر بار روانی حمایت مردم ترکیه از اردوغان، بعد از سکوتی سه روزه اذعان نمودند اردوغان بهترین کار ممکن را انجام داد. 

و براستی آن شب بهترین کار ممکن اتفاق افتاد.

 

  نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 22:40  توسط اکبر غیور  | 
          متن تبلیغاتی اتوبوس در ترکیه   (فردای زیبا در انتظار شماست )

          

  نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 6:54  توسط اکبر غیور  | 

برای خود نوشتن ودر مدح خود، صدمن قصیده سرودن و غسل تعمید وآیه تطهیر بر ناراستی های خویش جاری کردن مدید مدتی است آزارمان می دهد اما چاره چیست ،آن دم که بایست دیگران به مدح کرده ،وبه تاوانش ندیده هایت قصه سرایند وبه پاس رنج بی منتت از درد همدردی با تودرآیند،  به گوشت هردم آیه مذمت خوانند وبدین سیاق توان ته کشیده ات را از تو باز ستانند خود بایستی راوی روایتهای تلخ زندگی هم قطارانت باشی.

 باری قصه بس دراز افتاد ونفس گفتاردرهاله ای ازابهام .

مه مهر پیش است وکثیر جماعتی قلیل قدرت ومستاصل از اعاده نازل حق خویش بازبه کار داشتند تا این دیار تن تکیده به فصل درو چه برداشت کند. نیک گفتاری درقله ودله ،یاران خود پیش از همه به واماندگی در عمل به رسالت سترگمان معترفیم اما به قلم که او بدان قسم یاد کرد درماندگی در این عرصه معلول ناتوانی ما نیست که شمایان بیش ازما براین اصل واقفید سر برآسمان اندیشه سودن و آواز مهتری بر گنبد گیتی سر دادن هزارویک خواهد وما یک از هزاریم ،لیک آنان که در این عرصه بایست سبد سبد پاسخ پس دهند سندی موجه تر ازدیوارکوتاه خانه کاه گلی ما سراغ ندارند .

 اما ما به قدرناکرده هامان عذر از آستان حضرت حق ویاران میطلبیم ، که دستان گچ آلود وچهره های تکیده جز این متاعی در آستین ندارد.

  نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 19:33  توسط اکبر غیور  | 

روشنفکران جامعه ما دیر زمانی است اسیر اتوپیانیزمی هستند که بر اساس آن بریده از واقعیات جامعه خویش به ترسیم اتوپیای می پردازند که امکان تحقق چنین آرمانشهری در شرایط موجود جامعه ما چیزی در حد صفر است .

باری غرض از تقریر این نیم بند کلام ، افاضات یکی از تئوری پردازان پروژه عبور از خاتمی در دوره هشتم مبنی بر اقامه چهل دلیل بر لزوم حضور خاتمی در عرصه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری  است ، همانانی که بر این باور بودند که پروسه دمکراسی خواهی قائم به فرد نمیتواند باشد وعبور از شخصیت محوری به نهاد مندی ضرورتی است که دیر یا زود بایستی اتفاق بیافتد ، لیک اندک زمانی بعد  و در گرما گرم انتخابات دور دهم فوبیای احمد نژاد وی وهم کیشانش را به اجماع همگانی در باب هاشمی واداشت اما صد حیف که آثار تخریب 8ساله را را به  8 روز نمیشد از ذهن جامعه زودود .

 و اینروزها قصه پر غصه اصلاحات در این دیار به جائی رسیده است که هاشمی مغضوب اصلاح طلبان  یک تنه بار مقابله با اقدامات پوپولیستی دولت نهم را به دوش میکشد . مخلص کلام اینکه عرصه سیاست مصون از اشتباه وخطا نیست اما تکرار مداوم فعل برمدار خطا میتواند اعتماد به نفس ملتی را از آنان سلب کند ،  از اینروست که روشنفکران عرصه سیاست بایست در فعل جمعی خود وارسی دو چندان نمایند ، تا قول وفعل آنان بری از کج فهمی وکجرویهای معمول ومرسوم باشد، که لغزش در این مسیر تبعات زیانباری در پی دارد که محو آثار آن به مدت زمانی مدید نیاز دارد.

  نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 22:45  توسط اکبر غیور  | 

دوسال از حضور کج دار ومریزمان در این فضای مجازی میگذرد، در این دوسال با تمام محدودیتها و سرخوردگیها گفتیم ونوشتیم تا  گوئیم که هستیم.به ک بضاعتمان از هر در سخنی ساز کردیم.

 آغاز سخن از دولت لب بام خردادیان بود و به قدر دو صد گفته ملا مت شنیدم اما لیک در این وادی ما باز بر همان سریم.

 از دمکراسی کادوئی عموسام و طرفداران وطنی آن نگاشتیم.

 قلم به نقد هویت ستیزانی ساز کردیم که عامدانه تیشه به ریشه می زنند تا ما را نه آنگونه که خود طالبیم بلکه بر اسلوب خویش تراز کنند.

گاه نیز قلم روایتگردرد دختر تن تکیده پاکستانی  شد که ابرام بر حق خویش را با تاراج شرافتش بدست کم سران قبیله اش پرداخت.

زیاد دور نرفتیم پشت دیوارهای غمبار همین شهر یا س گرفته از زیبا رویانی یا د کردیم که صورت نازشان اسیر عقده اسید پاشانی شد که فرصت زیبا دیدن را از آنان دریغ داشتند .

به سرای بی نظیری سر زدیم که اسیر سرب های رها شده از دستانی پر ومغزهای خالی شد.

 وگاه به نقد کشیدم دولت مهرورزی را که با داعیه نفت بر سر سفره مردم بر سریر قدرت نشست وحال نیم رزق مردم نیز از آنان بازستانده و نسخه هشت ماده ای  برای کاستن از آلام جهان می پیچد.

...

گذشت این دوسال اما دل خوش به آنیم که باز هستیم تا بگوئیم...

  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 22:6  توسط اکبر غیور  | 

           

سید سخن ساز نکرده شماتت یاران دیروزیت آزرم میدهد ،اما بایست سرود در حق مردی که سرودنی است. براستی نارنین دراندیشه وگفتار،مگرچند صباحی دراین دیارتن تکیده دم از عقلانیت در تعاملات سیاسی نزدی وبه جد گریزان ازکنشی نبودی که جوهرعقل درآن کمیاب باشد ،حال با ما چه خواهی گفت که با تو وبعد از تو خرد به فهم تو نایاب کرده ایم .

 رئالیست در دنیای پر از ائده الیستهای بی پر اگماتیست، توکم گفتی ویا این جماعت یارای فهم اندیشه ای را نداشت که هزاره سوم را عهد مراد و مرید پروری نمی دانست .وحال من سوز برکدامین ساز زنم که دست مایه دولتت یا مداحانی شد آرمانگرا ویا هتاکانی حرمت شکن و آنچه در حسرت نبودشان زانوی غم به بغل گرفته ایم نقادانی است واقع گرا.                                                 

عجین با اندیشه های ناب، قبیله ای تو را بر اوج نشاند وطائفه ای دری نزدیک تر از درگاه تو برای توجیه ندانم کاریهای خود سراغ نداشت ،و فهم اندک من گواه بر این ادعا است که تو نه اسلوب بر آن قبیله تراز کرده ای نه مهر به تائید فهم این طائفه کج اندیش زدی.           

باری دوست داشتنی ترین،نه مستی ومستوری یاران به ظفر مسرورت کرد،نه سرخوردگی کلوخ اندازان به شکست مغرورت،باری آنچه تو می خواستی وکمر بدان بستی وکمتر بدان توفیق یافتی خلق رشته الفتی بود بین این دوایل تا ایل سیلی گردد وبگسلد بند ازهر چه بستند بر پایمان .                             

اما صدحیف یاران به باد دوی خوابیدنند که خردادش نامیدیم و بالا نشین مجلس شدند وخوان اصلاحات به یغما بردند واز یادشان رفت که منصب ومسند به عاریت گرفته اند تاگره از کار خلق بگشایند نه جنگ زرگری به حفظ قدرت راه اندازند.

وسواست حساب لبخند ستیزانی که  کام درناکامیت وفراز در فرودت وقیام درقعودت یافتند وازهر دری بر  دولت تاختند تا به بحران گذرد عمر دولتی که غایت بر سعادت مردمش داشت.

اما تو رفتی و ماند صدای که تورا متهم میکرد به بی کفایتی و در پاسخ چه سنجید شنید باری من معترفم که گفتم وعمل نکردم وآیند مردانی که بر آنچه گویند عمل کنند .   

بزگ مردا، دردا که توان مابرای تحقق جامعه آرمانی ات کم بود وتو نیزشاید می بایستی چون بزرگ فیلسوف آتنی برای خود جمهوریتی بنویسی و آرمانشهری بسازی تا کنت وکانت وروسوولاک بدانند که دین ودمکراسی تب سردنیست، پارادوکس نیست ،بلکه روح وجسمی است که نیازمند راویان همسازی است نه منادیان ناسازی.

  معمارگفتگو مردی ازدیارعشق وجنس تومیگفت وزن افراد به اندازه شدائدی است که درراه خلق کشیده اند وتوازاین بابت گران سنگی که گرچه دولتت آفتاب لب بامی بود اما امید حضور سبزت درحافظه تاریخی ایرانیان مستدام باد

 

  نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 17:35  توسط اکبر غیور  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM