باور کنید سخت است در این بزنگاه در مقام دفاع از کسی که سالها از کوی وبرزن این شهر امنیت به یغما برده وبذر نفرت کاشته و آرامش کودکت را با طبل بدآهنگ خشونت برهم زده سخن ساز کنی و در مقابل فوج فوج انسان زخم خورده ای که نامش برایشان تداعی گر خشونت عریان سالهای نه چندان دوری است سبد سبد سند ومدرک تراز کنی تا باور کنند که بقول سید اخراجیها:((ملاک زمان حال افراد است)).
اما نه دوست،در این وانفسا سر سودای دیگری دارد و میخواهد غسل تعمید وآیه تطهیر بر گذشته ات نیز جاری سازد که دیروز تو نه انتخاب مسیر از صدق دل و رای عقل بلکه محصول کج رسمی اربابان قدرتی بود که در تمیز دوست از دشمن وتعین حدود وثغورمعاند ومنتفد من وتورا خواستند به ساز خود کوک کنند.
باری خاک خورده دو پازا امروز به خود جرات داده ام تا به نقد فحوای کلام نقادانی بپردازم که نقد بر خط ناساز ترسیم میکنند، وبه تجاهل از یاد برده اند که چو دیروز کارزار به انجام آمد من وتو در کمای مصیبت یاران به نرد عشق نقد جان باخته سرگرم، آنان میز ومنصب تقسیم ومال ومکنت به غارت بردند،ودماغ باد کردهایشان که امروز گستاخانه بر تو میتازند شدند سرهنگان عرصه فرهنگ، و خواستند شمای از دیروز من تو را در هورالعظیم ، فاو ، دهلران ، وشلمچه به تصویر کشند لیک سینمای زرد و قالب گرای این جماعت نه نمای واقع بینانه از دیروز من وتو به تصویر کشید نه بازار جو فروششان رونقی بخشید.
رفیق، کار بعد کارزارمان که حال طفیلی این جماعت شده بودیم، شد پاسبانی از حریم خود تعریف کرده شان . و امروز که تو به نیم سهمی از حق خود دست یافته ای و وبا ابزار آنان اما به زبان دیگر ترجمان درد همکیشان خود شده ای ونشان داده ای که عرصه خود بوده را خود زیبا میتوان به تصویر کشید فغان ازمکاره بازار این گندم نمایان جوفروش بر آمده تا امکان باز تولید مردانی از جنس تو را از این جماعت باز ستانند.
لیک چو بر اخراجیها حرجی نیست فرج در تاختن به دیروز توست و شرط نسیان نام امروزت را در تداعی بد نامی دیروزت میدانند که آنها خود کم به ماضی تیغ تحجر بر گلوی آزادی نهادند.
همسایه دیوار به دیوارم در هور،دشت عباس،چنانه ،فکه ، ده لاویه غمین مباش که بودنت در این عرصه برای آنان که از زاویه دوربین خرگوشی هماره در پی ارائه نگاهی دید بانانه از جبهه وجنگ بر آمده اند بسی تلخ وناگوار است.
پی نوشت(1) دوپازا مشهد شهادت سید الشهدای شهرم مشگین شهر حاج میر محمود بنی هاشم است

نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 21:31  توسط اکبر غیور
|
الیت حاکم وصاحب منصبان موثرحوزه قدرت درایران علی الخصوص صاحبنظران فرهنگی وابسته به حاکمیت سالهاست ضمن رد پروسه جهانی شدن وتقلیل آن در برخی موارد تا سرحد پروژه جهانی سازی در مقام مخالفت با چنین فرایندی برآمده اند وعمده دلیل چنین رویکردی را در عصر گردش آزاد اطلاعات، ترس ازامکان استیلای باورداشتهای غرب بر عرصه های سیاسی ، فرهنگی،واقتصادی دنیای معاصر درصورت تحقق چنین رویدادی میدانند.
حال با قبول چنین پیش فرضی که آن نیز در جای خود نیازمند کنکاش و وارسی دو چندانی است این سوال مطرح میشود که آیا میتوان در قبال دو رویداد کاملا متقارن سیاست یک بام ودوهوا پیشه کرد . باری کدامین عقل سلیم می پذیرد با پدیده ای درعرصه های بین المللی بدلیل گمان برهدم وهضم هویتهای ملی در پرتو چنین سیاستی به مخالفت برخواست اما همان سیاست را در عرصه ملی و داخلی گاه با بهرگیری ازچاشنی خشونت به اجرا در آورد .
واقعیت این است که ایران جامعه ای کثیر المله است وهویت ملی آن می بایست معدلی از خواست واراده قومیتهای مثکثر موجود در آن باشد وبنابراین هیچ قومی با استناد به هیچ ادله ومنطقی نمیتواند با ورداشتهای فرهنگی خود را بنام هویت ملی به کل جامعه تحمیل نماید، مع الوصف رویایی ناسیونالیسم صوری رضا خان توام با آسمیلاسیون فرهنگی نامبرده سر آغاز بدعت شوم ونامیمونی شد که ما حصل آن تلاش برای تنگ کردن وگاه انسداد مجاری نشوونمای فرهنگها وخرده فرهنگها موجود به بهای گسترش واستیلای فرهنگی خاص در جامعه ای کثیر المله به مانند ایران بود.
باری تز ناسیونالسیم رضا خانی با شدت وحدت متفاوتی ادامه یافت تا محصول چنین تزغیر واقع بینانه و نسنجیده ای آنتی تزی قوی از قومیت طلبی کور را به بار آورد، که برای دست یابی به مطالباتش نتواند مرز روشنی میان هویت طلبی و تجزیه طلبی ترسیم نماید وبداند میتوان ضمن پاسداشت استقلال وحاکمیت ملی به طرح مطالبات قومی در چارچوب اصول مصرح در قانون اساسی پرداخت .
غرض از این گفتار چاپ اسکناس تازه ای است که ظهر آن مزین به حدیثی منتسب به نبی اکرم اسلام است که در آن حضرت فرموده اند اگر دانش در دور دستها هم باشد مردانی از پارس بدان دست خواهند یافت(نقل به مضمون)، جدا از نقدی که به استفاده ابزاری از کلام آن بزرگوار در این زمینه وارد است ،گنجاندن واژه پارس به جای ایران با توجه به حساسیت ها ودل نگرانیهای موجود است .
آیا براستی در شرایط حساس امروزین ونیاز جامعه به همگرائی ولزوم پرهیز ازاعمال سیاستهای واگرا،عقلائی قوم نمی بایست از اتخاذ تصمیمات چالش برانگیز خوداری نموده و قبول نمایند که هر طرح وبرنامه با تبعات اجتماعی نیارمند وارسی دو چندان و آگاهی از پیامدهای آتی آن می باشد.
گرچه این نیز میتواند از برکات وجودی دولتی باشد که گاه قرائن متقن نشان بر این دارد که بدنه تصمیم ساز آن قادر نیست پسامد سیاستهای خود را قبل از فعلیت آن برآورد نماید.

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 1:33  توسط اکبر غیور
|