آندم که باد یاس از خاور ناامیدی وزد و خشکه مغزان تاب تحمل( بودن )رااز کف وا نهند و باران خدا برکویرتفیده اذها ن نبارد و آبی بر درخت اندیشه داده نشود در خاک سیاه عشیره مداران مدرن نی لبک خشونت ساز میشود و بناگاه در دیار ذولفقار و بی نظیر دستهای بزرگ ومغزهای کوچک آسان به برده گی صاحبان ایدئولوژیهای خشن در میایند تا دنیا را آنگونه که خود می خواهند بسازند و چون جوهره ساز ندارند و ساختن نتوانند لاجرم قافیه شعر ناسازشان انداختنی میشود واینگونه مشتی سرب رها میشود تا قامتی بلند انداخته شود . سخت است باور مرگ بی نظیر

نوشته شده در یکشنبه نهم دی 1386ساعت 13:39  توسط اکبر غیور
|