دوسال از حضور کج دار ومریزمان در این فضای مجازی میگذرد، در این دوسال با تمام محدودیتها و سرخوردگیها گفتیم ونوشتیم تا گوئیم که هستیم.به ک بضاعتمان از هر در سخنی ساز کردیم.
آغاز سخن از دولت لب بام خردادیان بود و به قدر دو صد گفته ملا مت شنیدم اما لیک در این وادی ما باز بر همان سریم.
از دمکراسی کادوئی عموسام و طرفداران وطنی آن نگاشتیم.
قلم به نقد هویت ستیزانی ساز کردیم که عامدانه تیشه به ریشه می زنند تا ما را نه آنگونه که خود طالبیم بلکه بر اسلوب خویش تراز کنند.
گاه نیز قلم روایتگردرد دختر تن تکیده پاکستانی شد که ابرام بر حق خویش را با تاراج شرافتش بدست کم سران قبیله اش پرداخت.
زیاد دور نرفتیم پشت دیوارهای غمبار همین شهر یا س گرفته از زیبا رویانی یا د کردیم که صورت نازشان اسیر عقده اسید پاشانی شد که فرصت زیبا دیدن را از آنان دریغ داشتند .
به سرای بی نظیری سر زدیم که اسیر سرب های رها شده از دستانی پر ومغزهای خالی شد.
وگاه به نقد کشیدم دولت مهرورزی را که با داعیه نفت بر سر سفره مردم بر سریر قدرت نشست وحال نیم رزق مردم نیز از آنان بازستانده و نسخه هشت ماده ای برای کاستن از آلام جهان می پیچد.
...
گذشت این دوسال اما دل خوش به آنیم که باز هستیم تا بگوئیم...

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 22:6  توسط اکبر غیور
|