دانائی رنج می آورد |
در آن شب سرد و زمستانی کوههای سوئیس ،رجب طیب اردوغان چنان آتشی به پا کرد که آخر جلسه، شیمون پرزچسبیده به صندلی داغ نای بلند شدن نداشت . نشست غزه مدلی برای خاورمیانه با سخنان بانکی موون دبیرکل سازمان ملل شروع شد ، وی به تقبیح رفتار اسرائیل در مسئله غزه پرداخت و از لزوم صلحی پایدار سخن گفت ، عمر موسی دبیر کل اتحادیه عرب با لحنی تندتر از موون به نقض گسترده حقوق بشر ومعاهدات بین المللی در بحران غزه اشاره کرد و چون نوبت به اردوغان رسید ، همه آنهائی که از خلق وخوی سیاسی اردوغان شناختی ندارند دلخوش به این بودند تا سخنان نرم نخست وزیر ترکیه از دز ضد اسرائیلی حاکم برنشست بکاهد ، چرا که ترکیه دوست استراتژیک اسرائیل در منطقه و متعهد نیم قرنه اوست .
اردوغان آرام شروع کرد تا به توصیه ای که چند روز پیش به باراک اوباما کرده بود ، خود قبل از او عمل کند (kimsasizlarin kemi & sasiezlarin sesi) کس بی کسان وصدای بی صدایان باشد. در اندک زمانی که داشت حل بحران غزه را بدون در نظر گرفتن ابعاد انسانی آن غیر ممکن دانست ، از غزه بعنوان زندانی باز یاد کرد ، از فلاکت مردم غزه در این سالها سخن گفت ، آنتی سمیتیزم (یهودی ستیزی) واسلام فوبی ( ترس از اسلام ) را دو روی یک سکه دانست وتاکید کرد که از هردو بیزار است از استانداردهای دوگانه مجامع بین المللی انتقاد کرد و تلاش کشورش را برای استقرار صلحی پایدار در منطقه ستود . در تمام این مدت شیمون پرز با چشمانی بهت زده نظاره گر نقد عریان اردوغان از عملکرد دولت اسرائیل در قبال مسئله غزه بود .
تریبون پانل سخنرانی به پرز که رسید، مرد آرام عرصه سیاست در اسرائیل وبرنده جایزه صلح نوبل ، برخلاف آداب دپیلماتیک بجای سخنرانی داد زد و درتمام مدت اردوغان را مورد خطاب قرارداده و از موضع فرا دستی یاوه بافت و از حق مشروع خود برای صیانت ازجان شهروندان اسرائیلی با قتل ۱۲۰۰انسان و ۴۰۰ کودک مظلوم فلسطینی دفاع کرد . سخنان پرز که به پایان رسید ،غمی سترگ بر دل میلیونها نظاره گر تلویزیونی لنگر انداخت که باز واقعیتها در پای مصلحت های سیاسی به مسلخ کشیده می شوند و درد کودکان غزه در گلو می ماند
... یک دقیقه (one minute)آقای مجری یک دقیقه ... اما اکناتوس خبرنگار روزنامه واشینگتن پست و مجری برنامه خیال دادن فرصت یک دقیقه ای هم برای اردوغان نداشت olmaz (نمی شود) تندی وسماجت اردوغان بالاخره اکناتوس را برای یک دقیقه ساکت کرد . اردوغان در آن یک دقیقه چشم در چشم پرز، سخنانی گفت که سالها در اینگونه مجامع سیاستمداران اسرائیل نشنیده بودند یا سیاستمداران نای گفتنش را نداشتند((آقای پرز از من بزرگتر هستید و داد می زنید اما من داد نخواهم زد، که گمان دارم عصبانیت شما ریشه در بار روانی گناهانتان دارد اما چون از مرگ سخن آید شما سلیس تر از من حرف می زنید چرا که کشتن را خوب بلدید و میدانم در سواحل چگونه کودکان بیگناه را می کشید.... داووس برای من تمام شده است))
اردوغان بلند شد تا به نشانه اعتراض با داووس برای همیشه خداحافظی کند ، به پای هلی کوپترنرسیده پرز تماس گرفت واز حوادث پیش آمده عذر خواست .ساعت 4 صبح در ترکیه ،هزاران نفر در فرودگاه استانبول به استقبال مردی آمده بودند که غرور از دست رفته شان را در این سالها، احیا کرده بود و از انسان و درد او سخن گفته ونشان داده بود هنوز در عرصه سیاست میتوان کورسوی از اخلاق دید.
دولت باغچه لی و دنیز بایکال رقبای سرسختش، که آب خوردنش را نیز نقد میکردند اینبار زیر بار روانی حمایت مردم ترکیه از اردوغان، بعد از سکوتی سه روزه اذعان نمودند اردوغان بهترین کار ممکن را انجام داد.
و براستی آن شب بهترین کار ممکن اتفاق افتاد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|